
برگزاری بیست و ششمین نشست از سلسله نشستهای ناب با موضوع «تغییرات نسلی دانشگاه؛ دانشگاه به کدام سمت میرود؟»
بیست و ششمین نشست از سلسله نشستهای ناب با موضوع «تغییرات نسلی دانشگاه؛ دانشگاه به کدام سمت میرود؟» با حضور جناب آقای دکتر علی اکبر حقدوست (معاون آموزشی وزارت بهداشت)، جناب آقای دکتر محسن طاهری (عضو هیات علمی گروه مهندسی صنایع و آیندهپژوهی و رئیس اندیشکده آینده پژوهی دانشگاه اصفهان) و جناب آقای دکتر میرزازاده (عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران) و جمعی از اساتید ارجمند در تاریخ 05/11/1399 به صورت وبینار، برگزار گردید.
در ابتدای نشست، جناب آقای دکتر طاهری به این موضوع پرداختند که در گفتمان آیندهپژوهی بیشتر به تاریخچه موضوع پرداخته میشود. موضوع سخنرانی ایشان در مورد آینده دانشگاه بوده و ایشان در ادامه به سه روایت پرداختند: روایت اول در مورد اینکه در سوژه دانشگاه از کجا آمدهایم؟ و دیگری در مورد اینکه در کجا ایستادهایم؟ و روایت دیگر اینکه، به کجا خواهیم رفت؟
ایشان در ابتدای بحث به مکتب خانه پرداختند. مکتب خانهها مدرسینی داشتند که به کودکان تدریس میکردند. این مکتب خانهها نسلهای اولیه سیستمهای آموزشی شناخته میشوند زیرا آنچه که در مکتب خانه یادگیری صورت میگرفت، ارزشی ایجاد نمیکرد و به سوالاتی که در زندگی پیش میآمد، جواب نمیداد. در ادامه به شیوه یادگیری در مکتبخانه اشاره ای داشتند و آن شیوه تکرار زیاد بود.
در ادامه اشاره شد که در شهر منچستر انگلستان انقلاب صنعتی اتفاق میافتد و در نتیجه این انقلاب، اولین موتورهای بخار در معادن ذغال سنگ انگلستان ساخته و بکار گرفته شدند. از آنجایی که نظام خلق ثروت تغییر کرد، از آن به بعد نظام آموزش هم تغییر کرد. در دوره جدید، نظام آموزشی به جای آنکه مکتب خانه باشد، به صورت مدرسه و دانشگاه بوده و به صورت انبوه، نیروهایی تربیت میکردند. در عصر صنعت، اساس خلق ثروت، تولید انبوه است و در نتیجه نهادهای آموزشی به صورت انبوه تولید فارغالتحصیل میکردند و هر دانشگاهی که تعداد فارغ التحصیلان بیشتری داشت، موفق تر بود.
همزمان و از اواسط قرن 12 هجری، مدارس اولیه در ایران شکل میگیرد. در این مدارس و نظامهای دانشگاهی نیروی کار متخصص تربیت میشود که براساس آن تخصص در صنعت فعالیت میکنند. در ادامه ایشان، به معرفی میرزا حسن تبریزی پرداختند که در تبریز شروع به ساختن مدرسه میکند.
در انقلابهای صنعتی اول و دوم آنچه دانشگاه فارغ التحصیل میکرد نیروی کار موجه و قابل قبولی برای صنعت بود، اما از انقلاب صنعتی سوم به بعد، آنچه که دانشگاه فارغ التحصیل کرد، دیگر نیروی کار مفیدی برای نیازهای جامعه نبود. همچنین اشاره کردند که دانشگاه نسل اول دانشگاهی هستند که در خدمت به مسائل علوم انسانی هستند و در این دانشگاهها دانشجویان مسائل متافیزیکی را آموزش میبینند. در این دانشگاهها دانشکدههای فلسفه و تاریخ دانشکدههای بزرگی هستند. دانشگاههای نسل دوم، دانشگاههای عصر صنعت هستند و برای پاسخ به نیازهای صنعت بوجود آمدند در این دانشگاهها پژوهشی انجام میشود که پاسخگوی نیازهای پژوهشی عصر صنعت باشد و در اینجا رابطه بین صنعت و دانشگاه مهم است. در نسل سوم دانشگاه که اصطلاحا به آنها دانشگاه کارآفرین گفته میشود، هدف تجاری سازی و خلق ثروت است. دانشگاه نسل سوم دانشگاهی است که میخواهد دانش خود را تجاری بکند و از تجاری سازی دانش، به منفعت برسد.
دانشگاه نسل چهارم، دانشگاهی است که به نیازهای دانشجویان و جامعه بپردازد. دانشگاهی که شایستگیهای مختلفی در دانشجویان خود بوجود بیاورد. فارغ التحصیل دانشگاه نسل چهارم باید خلاق باشد، توانایی ارتباط برقرار کردن و تفکر انتقادی داشته باشند.
آقای دکتر طاهری در پایان سخنرانی خود بیان داشتند که در آینده مدارکی که دانشگاه نسل چهارم صادر می کنند؛ مدارکی خواهند بود که تاریخ انقضا خواهند داشت؛ مثلا این مدرک سه سال اعتبار دارد و بعد از سه سال باید آن مباحثی که در طی سه سال بروز شده از دوباره یادگرفته شود. در آینده اینطور نیست که به خاطر مدرک دانشگاهی به فارغ التحصیل کار داده شود بلکه شایستگیهای دیگر لازم است.
در ادامه وبینار تعدادی از حضار نظراتشان را بیان کردند:
جناب آقای دکتر مرادی، مدیر محترم مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران، دو سوال مطرح کردند، سوال اول اینکه چه چیزی باعث شده در چند دهه اخیر فاصله نسلی بین دانشگاهها یا به عبارتی شکلگیری نسلهای مختلف دانشگاه تسریع شود؟ و سوال دوم، این سناریو (نسلهای مختلف دانشگاه) در کشور ما به چه نحوی است؟ آیا در این خصوص پژوهشی صورت گرفته یا خیر؟
سپس آقای دکتر طاهری در پاسخ به این سوالات عنوان داشتند که تغییرات نسلی را در دانشگاه ها داریم و در تغییرات نسلی، فاصله بین نسلها هر روز کمتر میشود. اما امروز این تفاوت نسلی به کمتر از ده سال رسیده است. در ادامه ایشان یادآور شدند که در بحث نسلهای دانشگاهی، دانشگاه نسل اول چند هزار سال عمر دارند و دانشگاه های نسل دوم و سوم تقریبا 30 سال از عمرشان میگذرد و ممکن است دانشگاههای نسل چهارم خیلی زود منقرض بشوند و وارد دانشگاههای نسل بعد بشویم. در پایان راهکاری پیشنهاد دادند که دانشگاه ها برای پاسخگویی به این تغییرات نسلی، مدام در حال به روز کردن خود باشند و در ادامه فرمودند، امروزه تلفیقی از دانشگاه های نسل اول و دوم و سوم را در ایران داریم.
در ادامه بحث جناب آقای دکتر میرزازاده از منظر آموزش پزشکی و توسعه آموزش در بحث شایستگیها در حوزه آموزش اشاره کردند که تاکید اصلی باید بر مهارتهای ارتباط و مهارتهای همدلی و مهارتهای تفکر نقاد و کار در سیستم و رشد فردی مبتنی بر الزامات سیستم، باشد. پیرو صحبت های جناب آقای دکتر طاهری در خصوص مدارک دانشگاهی در آینده ایشان اظهار داشتند، فارغ التحصیلان رشتههای تخصصی بالینی باید هر 5 ساله ارزیابی بشوند و دوباره گواهی پایان دوره بگیرند که در بعضی کشورها این مورد اتفاق میافتد.
آقای دکتر حقدوست در ادامه بحث عنوان داشتند که در آینده نزدیک مفهومی به نام personalize شدن را در حوزههای مختلف خواهیم داشت و در حال حاضر مفهوم personalize medicine رایج شده است. در حال حاضر به سمتی میرویم که دارو را در خانه تهیه کنیم، به عنوان مثال در آینده نزدیک پرینتر سه بعدی که داروی مورد نیاز ما را تهیه کند، می تواند در دسترس همه خانواده ها قرار بگیرد. شاید در آینده پرینترهای سه بعدی، پرینترهایی باشند که با استفاده از آن بتوان خیلی از محصولات را در خانه تولید کنیم. شاید در آینده مفهوم personalize education شکل بگیرد و باید از الان به این فکر کنیم که آن موقع دانشگاه چه وضعی را خواهد داشت؟ مثلا آیا یک مهندس برای اینکه بیماری خود را درمان کند نیاز دارد مهارتهای پزشکی را یاد بگیرد؟ این تنوعی که به تعداد سلایق ایجاد میشود باید مورد توجه دانشگاههای نسل آینده قرار بگیرد.
در پایان آقای دکتر طاهری پیرو صحبتهای جناب آقای دکتر حقدوست عنوان داشتند که شخصی سازی نظام آموزشی در شرف وقوع هست. اینکه دانشگاهها به سمت آموزشهای میان رشتهای میروند و فناوریهایی برای این که بحثهای دانشگاهی را در پلتفرمهای مجازی پیاده کنند، همه اینها نشانههایی از شخصی سازی نظام آموزشی است.